تبليغاتX
www.chertopert.blogfa.com
www.chertopert.blogfa.com
Asheghane

TinyPic image
 
TinyPic image
 
TinyPic image
 
TinyPic image
 
TinyPic image
 
TinyPic image
 
TinyPic image
 
TinyPic image
 
TinyPic image
 
TinyPic image
 
TinyPic image
TinyPic image
 
TinyPic image

 




نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تیر1387 توسط sara

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تیر1387 توسط sara

سالروز ولادت باسعادت امير مؤمنان مبارك باد

اگه یه مرد تو این دوره زمونه باشه اونم تویی

روز مرد مبارک 
 



روز پدر در رشت یوم الشک اعلام شد


روز پدر رو به بابای خوب دست و دلبازم تبریک میگم (هم اکنون نیازمند یاری سبز شما می باشیم)

سخت ترین كار برای یه رشــــ.تی تو روز پدر چیست؟

پیدا کردن دستگاه پدریاب تو بازار سیاه 



روز مرد رو به مرد راستینی که مقام زیبای مردانگی رو درک کرده تبریک میگم

روزت مبارک


تبریک به كسی كه نمی دانم از بزرگی اش بگویم یا مردانگی، سخاوت، سكوت، مهربانی و... بسیار سخت است

پدرم روزت مبارک


میلاد مسعود اولین كوكب رخشان سپهر ولایت وامامت

بر عاشقان و شیفتگان حضرتش مبارك.


اسوه تقـوی علی و مظــهر ایمــان علی

عـزت آل پیمـــبر ، عاشــــق جانـان علی

منشــاء جـود و سخاوت ، موج دریای وفا

لعل رخشـــان ولایت ،گوهــر تـابـان علی

منبع مهــر ومحبت ، صــاحب لطف و کرم

افتـــخار شیـعیان و آیت الـرحمــــان علی

میلاد نور بر شما مبارک



در میـــان کعـبه جـان ، پـرتـو حق جلــوه¬گر شــد

فاطمه بنت اســد هم ، صــاحب زیبـا پسر شــد

کعبه آن شب ، غـرقـه در نـور دل افـروز خـدا بـود

آسمان کعبه گویی ، مظــهر صــدها گهـــر شــد

عطــر جـانبخش بهشـتی در فضــای کعبه¬ پیچید

تا کـه میـــلاد ســعید مـرتضی فخــر بشــر شــد

مـژده میـــلاد مـولا ، می¬کنــــد از غم رهـــــــایم

زین بشارت کام امّت ، مملو از شهد و شکر شـد


علی پا به این دنیا گذاشت و قلب عاشقان را محسور کرد. و همگان را با انسانی آشنا کرد که پدر تمامی آفریدگان پروردگارش لقب گرفت روز پدر مبارک


آن شهنشاهی كه بحر لا فتی را گوهر است

شحنه دشت نجف شاه ولایت، حیدر است

ذات پاك مرتضی را با كسی نسبت مكن

زانكه این آب حیات از چشمه سار دیگر است

معنی قول علی بابها آسان مدان

كاین سخن را صدجهان معنی به هر باكی در است

سرسبحانی كه پنهانست در نادعلی

هم به معنی مظهرش او هم به معنی مظهر است



وز تولد حضرت علی تنها روز پدر نیست ...

روز بزرگداشت مقام مردانگی و انسانیته ...

و اون گنجی یه که هر کسی نمی تونه دارای اون باشه ...

روز موجودی با محبت به نام پدر ..

پدر عزیزم روزت مبارک 
 



من باعث فریادتم

حافظ اسم پاکنم

همیشه در کنارتم

مردانه در رکابتم

عشق من پدر من

همیشه در رویای من

اخ که چقدر سخته برام

بدون تو فردای من

من باعث فریادتم

حافظ اسم پاکنم

همیشه در کنارتم

مردانه در رکابتم

عشق من پدر من

همیشه در رویای من

اخ که چقدر سخته برام

بدون تو فردای من


پدرم

به یمن لطف تو بختم بلند خواهد شد

سرم به خاك رهت ارجمند خواهد شد

لبی كه زمزمه درد می كند شب و روز

به یمن روی تو پر نوشخند خواهد شد

پدر مهربونم روزت مبارک



ولادت مولی الموحدین امیرالمومنین حیدر كرار شیر خدا مولود كعبه وفرا رسیدن روز پدر را خدمت شما دوستان تبریك و تهنیت عرض میكنم

 ليلايي شـــــنيدم يا عــــــلي گفت            به مجنون چون رسيدم يا علي گفت

مگــــــــر اين وادي دارالجنون اســت            كه هر ديوانه ديدم يا عــــــلي گفت

نســـــيمي غـنچـه اي را باز مي كرد            به گوش غنچه كم كم يا عـلي گفت

چـــــمن با ريـــــــــــزش باران رحمت            دعايي كرد و او هم يا عــــلي گفت

يقيـــــــن پـــروردگار آفــــــــــــرينش            به موجودات عالم يا عـــــــلي گفت

دلا بايد به هر دم يا علــــــــــي گفت            نه هر دم بل دمادم يا عـــــلي گفت

به هر روز و به هر شـب يا علي گفت            به هر پيچ و به هر خم يا علي گفت

خمــــــــير خاك آدم را سـرشــــــتند            چو بر ميخواست آدم يا عــلي گفت

عـــــــــــلي در كعبه بر دوش پيمبــر            قدم بنهاد و آن دم يا عـــــــلي گفت

عصــا در دسـت موسي اژدها گشت            كليم آنجا مسلّم يا عـــــــــلي گفت

ز بطن حوت ، يونـــــس گـــشت آزاد            ز بس در ظلمت يم يا عــــــــلي گفت

به فرقش كي اثر مي‌كرد شمشيــر            شنيدم ابن ملجم يا عـــــــــلي گفت


مــگر خــــيبر ز جايش كـــنده ميشد

 يقين آن دم علي هم يا علي گفت




نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تیر1387 توسط sara


























 






مدل های لباس هندی




 

 

 




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 تیر1387 توسط sara

 




نوشته شده در تاريخ یکشنبه 23 تیر1387 توسط sara

 

سرنوشت را نمي توان از سر  نوشت

 

چه کسی می داند که تو در پیله خود تنهایی؟
چه کسی می داند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی؟
پیله ات را بگشا.
تو به اندازه پروانه شدن زیبایی...

 

پروانه نمي ميردتاگل به بغل دارد.
اين سينه نمي ميردتاعشق تورا دارد..
 

اي نگاهت رونق فرداي من در تومعنا مي شود دنياي من،...اي كلامت بمترين اثبات عشق باتو ماندن آرزوي روياي من..

 

دقایقی تو زندگی هستن که دلت برای کسی اونقدر تنگ می شه که می خوای اونو از رویات بکشی بیرون و توی دنیای واقعی بغلش کنی

 

در چند هزار سال ميشود عاشق بود
شيفتگي ات را از ياد نمي برم
تاج گلي بر شانه هايم بگذار
كبوترانم
هر صبح نامت را پرواز ميدهند
گوش كن
كلمه ها را به سوي تو ميفرستم
به هزار هزار رنگ
با عاشقانه ترين فرياد
فراموش نكن
در يك چهار راه خاكستري
بي انتظار نشسته ام
و به تو نگاه ميكنم. 

 

بي تو اي عشق در اين آتش هجرا چه كنم؟
شب هجرا تو را چاره و درمان چه كنم؟
شمع گشتم كه بسوزم به سحر در دل شب
چون سحر باز نيايي من بي جان چه كنم؟
دل من زنده به ديدارت مانده است هنوز
در وصالت نشوم واله و حيران چه كنم؟ 
 

 

  

حرفي نميزني حالا كه ميروي؟
تنها نميشوي حالا كه ميروي؟
يك لحظه گوش كن تنها بهانه ي من
يادم نميروي حالا كه ميروي.
 

  

همه ميگذرند و ميگويند ((چقدر عجيب عاشق شدي))!و من بي توجه به گفته ها دامن چين چين آرزو ميپوشم و پولك شادي به سر ميزنم تا تو بيايي..با طنين فراموشي نبودن ها..ولي كم كم پولك ها شل شدند و افتادند و تيك تاك ثانيه هاي انتظار به من فهماند..كه چقدر دير است!!!
ديدم كه تو هرگز نمي آيي نميخواهم باور كنم كه حالا ميان اصوات خاموش اشك همه مي گذرند و مي گويند:
چقدر ساده فراموش شدي!!!!!
 

 

بين حقيقت و رويا يک دنيا فاصله است
حقيقت پيش چشمام و رويا دست نيافتني
حقيقت زندگي من، تلخ و روياش شيرين
به حقيقت تلخ، نزديكم و از واقعيت رويا، دور
اي شيرين‌ترين رويا، هرگز دست نيافتني نباش
آفتاب نماينده‌ي حقيقت، و شب نماينده‌ي روياست
پس بيا با هم آفتابي بشيم تا حقيقت روشن شود

 

 

بد نیست اگر کمی به هم فکر کنیم
در بحبوحه خنده به غم فکر کنیم
بد نیست اگر خانه ما سیمانی است
به خشت و گل و نفوذ نم فکر کنیم
هر وقت زیادمان دلی می شکند
بد نیست که یک لحظه به کم فکر کنیم
من عاشق و تو هر که در این عصر غریب
بد نیست اگر کمی به هم فکر کنیم

 

 

من خودِ تو را دوست مي دارم. مردان ديگر در تو آن زيبايي را مي بينند که پيش از پايان عمر خود آنها، زايل مي شود. اما من در تو آن زيبايي را مي بينم که زايل نمي شود، و در خزان عمرت، آن زيبايي از اينکه در آيينه خود را بنگرد، شرمنده نيست و احساساتش جريحه دار نمي شود.
تنها منم که در تو آن ناديده را دوست مي دارم.

 

  

زندگي بدون عشق به درختي مي ماند بدون شکوفه و ميوه. عشق بدون زيبايي به گلهايي مي ماند بدون رايحه و به ميوه هايي که هسته ندارند... زندگي، عشق، و زيبايي يک روحند در سه بدن که نه از يکديگر جدا مي شوند و نه تغيير مي کنند.

  

يك داستان كوتاه

 

یادم می آید وقتی که نوجوان بودم، یک شب با پدرم در صف خرید بلیط سیرک ایستاده بودیم. جلوی ما یک خانواده پرجمعیت ایستاده بودند. به نظر می رسید پول زیادی نداشتند.

شش بچه که همگی زیر دوازده سال بودند، لباس های کهنه ولی در عین حال تمیـز پوشیده بودنـد. بچه ها همگی با ادب بودند. دوتا دوتا پشت پدر و مادرشان، دست همدیگر را گرفته بودند و با هیجان در مورد برنامه ها و شعبده بازی هایی که قرار بود ببینند، صحبت می کردند. مادر بازوی شوهرش را گرفته بود و با عشق به او لبخند می زد.

وقتی به باجه بلیط فروشی رسیدند، متصدی باجه از پدر خانواده پرسید:« چند عدد بلیط می خواهید؟» پدر جواب داد: « لطفاً شش بلیط برای بچه ها و دو بلیط برای بزرگسالان.»

متصدی باجه، قیمت بلیط ها را گفت. پدر به باجه نزدیکتر شد و به آرامی پرسید:« ببخشید، گفتید چه قدر؟» متصدی باجه دوباره قیمت بلیط ها را تکرار کرد.

پدر و مادر بچه ها با ناراحتی زمزمه کردند. معلوم بود که مرد پول کافی نداشت. حتماً فکر می کرد که به بچه های کوچکش چه جوابی بدهد؟
ناگهان پدرم دست در جیبش برد و یک اسکناس بیست دلاری بیرون آورد و روی زمین انداخت. بعد خم شد، پول را از زمین برداشت، به شانه مرد زد و گفت: « ببخشید آقا، این پول از جیب شما افتاد!»

مرد که متوجه موضوع شده بود، همان طور که اشک از چشمانش سرازیر می شد، گفت:« متشکرم آقا.»
پدر خانواده مرد شریفی بود ولی درآن لحظه برای اینکه پیش بچه ها شرمنده نشود، کمک پدرم را قبول کرد.

بعد از این که بچه ها داخل سیرک شدند، من و پدرم از صف خارج شدیم و به طرف خانه حرکت کردیم.
 

                                            

يك شعر

 

پرتو حُسن

خواست شيطان بد كند با من؛ ولى احسان نمود
از بهشتم بــــرد بيــــــرون، بسته جانان نمود

خـــواست از فــــــردوس بيرونـــم كند، خوارم كند
عشق پيدا گشت و از مُلك و مَلَك پرّان نمود

ســـاقــــى آمـــــــد تا ز جـــــام باده بيهوشم كند
بـــى‏هُشى از مُلك، بيرونم نمود و جان نمود

پــــرتـــــو حُسنت به جان افتاد و آن را نيست كرد
عشـق آمـــــد، دردها را هر چه بُد درمان نمود

غمـــــــزه‏ات در جـــــــان عـــــاشق برفروزد آتشى
آنچنـــان كـــز جــلوه‏اى با موسى عمران نمود

"ابن سينا" را بگــــــو در طـــــور سينــــــا ره نيافت
آنكــــه را بــــرهان حيران‏ساز تو، حيران نمـود
 

 

 

يك نكته از دكتر علي شريعتي

 

((وجودم ))تنها یک((حرف))است و ((زیستنم))تنها یک((گفتن))همان یک حرف اما بر سه گونه...
سخن گفتن و معلمی کردن و نوشتن.
انچه تنها مردم میپسندند..سخن گفتن..
و انچه هم من و هم مردم..معلمی کردن..
و انچه خودم را راضی میکند و احساس میکنم که با ان نه کار بلکه زندگی میکنم
.....نوشتن....!
و نوشته هایم نیز بر سه گونه...
اجتماعیات.اصلاحات و کویریات...
انچه تنها مردم میپسندند..اجتماعیات..
و انچه هم من و هم مردم..اسلامیات..
و انچه خودم را راضی میکند و احساس میکنم که با ان نه کار-و چه میگویم؟-نه نویسندگی که زندگی میکنم....کویریات....!
و به قول شمس تبریز...ان خطاط سه گونه خط نوشتی...
یکی او خواندی و لاغیر
یکی را هم او خواندی هم غیر
یکی نه او خواندی نه غیر...
 

يك اس ام اس عشقولانه

 

توو ساحل سرخ دلت اسم كسي رو حك نكن
به اينكه من دوست دارم حتي يه ذره شك نكن




نوشته شده در تاريخ شنبه 22 تیر1387 توسط sara
   درباره وبلاگ

   آرشيو مطالب

   آخرين مطالب

   پيوند ها

/menu.jpg" width="43" height="36" align="middle">  

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ

1. Put the specified code into the HEAD of your HTML document 2. Add the onLoad event handler to the BODY tag 3. Copy the last coding into the BODY of your HTML document -->

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس

www.chertopert.blogfa.com

مرجع کد آهنگ

دانلود آهنگ در حال پخش

تعداد بازديدكنندگان :