
مادر
کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید: می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید. اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به انجا بروم؟
خداوند پاسخ داد: از میان تعداد بسیاری از فرشتگان , من یکی را برای تو در نظر گرفته ام . او در انتظار توست و از تو مراقبت خواهد کرد.
کودک دوباره پرسید: اما اینجا در بهشت , من هیچ کاری جز خندیدن و اواز خواندن ندارم و اینها برای شادی من کافی هستند. خداوند گفت : فرشته تو به تو لبخند خواهد زد و هر روز برایت آواز خواهد خواندو تو عشق او را احساس خواهی کردو شاد خواهی بود. کودک ادامه داد : من چطور می توانم بفهمم مردم چه می گویند وقتی زبان انها را نمی فهمم؟
خداوند اور را نوازش کرد و گفت :فرشته تو زیباترین و شیرین ترین واژه هائی را که ممکن است بشنوی را در گوشت زمزمه خواهدکرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی.
کودک سرش را برگرداند و پرسید : شنیده ام که در زمین انسانهای بدی هم زندگی می کنند چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟ خداوند جواب داد : فرشته ات از تو محافظت خواهد کرد, حتی اگر به قیمت جانش تمام شود.کودک با نگرانی ادامه داد: اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی توانم شما را ببینم ناراحت خواهم بود.
خداوند گفت : فرشته ات همیشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد اموخت اگر چه من همیشه در کنار تو خواهم بود.
در ان هنگام بهشت ارام بود اما صدائی از زمین شنیده می شد. کودک میدانست که باید بزودی سفرش را اغاز کند او به ارامی یک سئوال دیگر از خداوند پرسید: لطفا نام فرشته ام را به من بگوئید. خداوند بار دیگر او را نوازش کرد و پاسخ داد: به راحتی می توانی او را " مادر " صدا کنی!

مادر با تمام وجودم دوستت دارم

ماههای تولد و ارتباط آن با بوسه
برج حمل :: (فروردين(
بوسه های شما تند و سريع و بسيار پرحرارت هستند . بوسه های شما غافلگير كننده و خود به خودی هستند كه باعث می شود معشوقتان بيشتر و بيشتر طلب كند.
برج ثور :: (ارديبهشت(
بوسه های شما با تعلل صورت می گيرد، اما بوسه هايی ژرف و با احساس هستند كه پی در پی می آيند و می آيند و ...
برج جوزا :: )خرداد(
بوسه های شما با فوران خنده، لبخند و مسخره بازی قطع می شود.
برج سرطان :: (تير(
بوسه های شما گرم و لطيف است، و دوست داريد تا ابد به آن ادامه دهيد.
برج اسد :: (مرداد(
بوسه های شما وحشی و پراحساس، همراه با چنگ زدن و گاز گرفتن است. هيچگاه موقع بوسيدن از بروز احساسات خود جلوگيری نمی كنيد و دوست داريد ديگران شما را به اين خاطر تشويق كنند.
برج سنبله :: (شهريور(
بوسه های شما بسيار دقيق، ظریف و ماهرانه است و معشوقتان زمانی متوجه آن می شود كه شما كارتان را تمام كرده ايد!
برج ميزان :: (مهر(
آنقدر نگران وضعيت تنفستان هستيد كه نمی توانيد خوب به بوسيدنتان بپردازيد.
برج عقرب :: (آبان(
شما خيلی زود از بوسيدن می گذريد و به سراغ چيزی می رويد كه پشت سر آن برسد.
برج قوس :: (آذر(
نشانگر حس شهوتران و لذت طلب شماست، اما اين احساس داغ و سوزان خيلی زود فروكش ميكند.
برج جدی :: (دی(
بوسه های شما لحظه ی خلاص شدن و آزادی از استرسی است كه در طول روز اسيرتان كرده است.
برج دلو) :: بهمن(
بوسه های شما خيس و با كثيف كاری همراه است و هنگام بوسيدن چشمانتان را باز نگاه می داريد!
برج حوت :: (اسفند(
بوسه های شما رويايی، خيال انگيز، عاشقانه و ابدی است.































پ














![]()








میلاد امام اول شیعیان حضرت علی (ع) بر تمامی هموطنان مبارک باد

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
که به ما سوا فکندی همه سایهٔ هما را
دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

امام علی (ع):
سخن به دارویی می ماند که اندک آن سود دهد و بسیار آن کشنده است.
حضرت علی ابن ابی طالب (ع):
صبر با سختیها نبرد می کند تا بر آنها پیروز شود.
![]()
حضرت امیرالمومنین علی (ع):
علم و دانایی میراثی گرانقدر و بی قرین است.
امام علی (ع):
هر که ما را دوست دارد باید به کردار ما عمل کند و ردای پارسایی بر تن کند.
![]()
مولی الموحدین حضرت علی (ع):
خوشرویی نخستین بخشش و آخرین جود است.

قرآن جز از مدح علی آیه ندارد
این صدف جز این دُر گرانمایه ندارد
رفتم زیر سایه لطفش بنشینم
دیدم علی نور بود سایه ندارد

برخیز که قدسیان جوابت بدهند
وز کوثر معرفت شرابت بدهند
چون ماه رجب باشدو اعیاد علی
این روز دعای مستجابت بدهند

گوهري زينت هستي چونان حيدر داشت
يك پياله ز مي اش مست كند عــــالم را
آنكــه اندر قدحش باده اي از كوثر داشت

خانه زاد حـق تجلــــــي خـــــداست
كي حق از او و او از حق جداست
مــي گشايد او گـــــــــره از كــارها
مهربان دستان او دســت خـــداست

كعبه از عشق رخش سينه ي خود چاك نمود
آمد و گشت تجلي گه الطــاف خـــــــــــــــدا
نام نيكش به زبان شهــــــــــــــره افلاك نمود

روز محشر وقت پرسيدن ز من رب جلي
گفت : تو غرق گناهي ؟ گفتـمـش يارب بلي
گفت پس آتش نمي گيرد چرا جسم و تنت ؟
گفتمش چون حک نمودم روي قلبم " يا علي "

دل را ز علی اگر بگیرم چه کنم
بی مهر علی اگر بمیرم چه کنم
فردا که کسی را به کسی کاری نیست
دامان علی اگر نگیرم چه کنم

چون نامه اعمال مرا پيچيدند
بردند به ميزان عمل سنجيدند
بيش از همه كس گناه ما بود ولي
ما را به محبت علي بخشيدند
ای دشمن مرتضی به الفاظ گزاف
ما را دگر اینگونه معطل نکنید
وقتی خودتان دخیل عباس (س) هستید
با طایفه ی حسین (ع) کل کل نکنید

عشق یعنی مستی و دیوانگی عشق یعنی با جهان بیگانگی
عشق یعنی شب نشینی با خدا گفت و گو با ناله اما بی صدا
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده هاباچشم تر
تمام لذت عمرم همین است
که مولایم امیرالمونین است

هر كه ره كج كرد از راه علی
از همه اعمال او برخاست دود
هر كه در دل ، مهر و حب او نداشت
هست بر فردوس ، ممنوع الورود
علی علیه السلام و زیبائی ها: زیباترین ولادت: تنها کسی که در داخل خانه خدا بدنیا آمد، اوست. زیباترین نام: بنا بر روایات متعدد، نام علی مشتق از نام خداست. زیباترین معلم: علی تربیت شده دست پیامبر (ص) بود. از کعبه حق بانگ جلی می آید آوای خوش لم یزلی می آید بشنو که سروش وحی حق میگوید آغوش گشایید علی می آید حق علی، بر حق علی، با حق علی سر به سجده فرق او منشق علی چون علی با حق و حق با علیست یا علی یا حق و یا حق یا علیست من نمی گویم خدای من علیست زین بیان باطل و شرک جلیست لیک اوصاف خداوند جلی در علی مرتضی شد منجلی ديوان عشق را يکمين مصرعش عليست صحرای بی خس دل ما مزرعش عليست بيتی خدا نوشته به ديوان روزگار يک مصرعش محمد و يک مصرعش عليست اگر آتش به زیر پوست داری تقدیم به امام علی (ع) امام علی می فرماید : غریب کسی است که حبیبی ندارد میلاد مولود کعبه و روز پدر گرامی باد اگر بخواهی از برادری ببری راهی برای برگشتن باز گذار، شاید لازم شود. حضرت امیر ( ع ) عاجزترین انسان ها کسی است که از دعا کردن عاجز باشد. امام علی ( ع ) دعا پسر مؤمن است، هر گاه دری را بسیار کوبیدی، به روی تو باز می شود. امام علی ( ع ) اسرار خود را به دیگری مگوی زیرا سینه ای که در حفظ راز خود به ستوه آید، نباید از بیگانگان انتظار امانت داشته باشد. حضرت امیر ( ع ) در گفتار خود راست و در رفتار و کردار خویش پاک و بی آلایش باشید. حضرت امیر ( ع ) برخیزید و دامن همت به کمر زنید. بکوشید و بجوشید، غوغای زندگی برپا دارید تا زنده اید، زندگی کنید و مانند زنده به گوران خود را در کنج عزلت دفن کنید. حضرت علی ( ع ) تواناترین مرد آن کس است که به نیروی دانش برخواهش و آرزوی خویش چیره شود. حضرت علی ( ع ) کسی که سکوت اختیار کند و کم حرف بزند، نجات خواهد یافت. امام علی ( ع ) کسی که قناعت کند، سیر شود. امام علی ( ع )
دریای فضائلی مطهر دارد
همتای علی نخواهد آمد والله
صد بار اگر کعبه ترک بردارد 


![]()
نسوزی، گر علی را دوست داری
اگر مهر علی در سینه ات نیست
بسوزی گر هزاران پوست داری




![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
پدرعزیزم و همسر مهربانم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دوستتان دارم.
روز پدر و روز مرد راخدمت همه ی آقایان محترم و پدران عزیز و زحمتکش و دوست داشتنی از جمله پدرمهربان خودم و همسر عزیزم و همچنین خدمت تمامی پدربزرگان خوب تبریک و تهنیت عرض می کنم![]()

علی پناه بی کسی همه عالم بود و بی کس همه ی عالم یعنی علی . تنهایی در ذهن علی تقدیرش شده بود وای که عدالت چگونه علی را به کام خود می کشد . کوفه زندان بزرگی است که هویت عرب جاهلیت از استثمارگر و استثمار طلب در آن وجود دارد . جهولت ذهن از یک سوی و جاهلیت ریشه و عقیده از سویی دیگر . هویت پنهان عرب که در راستای تعلیمات نبی مکرم اسلامی رنگ پیدا می کند،در طول چندین و چند سال حکومت خلفای قبل از علی ( ع ) شکل دیگری یافته است .
اه که با علی چه کنند . علی آماده است که پیکار کند جنگ علی با معاویه نیست . معاویه نماد جهالت عرب نیست . نماد تفکری است که قرنها بعد هم در دورانی فراسوی جوامع اسلامی چنگ بر دامان اسلام می اندازد . علی بصیرتی شگرف دارد . او خوب می داند پایه و بنیان اسلام فردا هر طور که ریخته شود باید از سلطه مفسدان و وهم پذیران جلوگیری گردد . معاویه مرد مقابل علی نیست . معاویه سایه ایست که قرار است قرنها بعد در بین جوامع اسلامی روح پیدا کند معاویه شخصی است که آمده حرکتی را شروع کند بنیان کج اندیشی های مادی عرب از آن آغاز گردد .
ترس علی از این حقیقت است که آیندگان درک چگونگی برخورد با آن تفکر را چگونه پیدا خواهند کرد؟ خوارج تعرض از حقوق دنیوی ندارد . فرد ، فرد خوارج نشانه جاهلیت عربی هستند که علی بسیار از آنها را با یک خطابه به دامان خود بر می گرداند . او راه را نشان داده است . اول با درس دادن ، دوم تهدید کردن و در آخر جنگ راه علی مشخص است . جنگ علی جنگ تمامی اسلام است با تمامی کفر . جنگی است که باید درس باشد، نه جنگ تنها. اینک مکتب علی جنگ است و باید بیاموزد که دنیای پس از او بداند با خوارج و معاویه چه کند دنیایی آینده بداند سزای دین داران بی فکر و زر اندو زان بی دین چیست ؟ مکتب علی مکتب اسلام است و درس آخر اسلام به این رانده شد گان جنگ است .
سپاه علی پشت دروازه های کوفه نشسته است و مولا در سحر رمضان قصد نماز صبح می کند . اه مولا تو که می دانی هیچ کس نماز را به تو اقامه نمی کند تو که می دانی ابن منجم پیش از تو خواب است . تو که می دانی آن ۲ تنی که همراه ابن منجم قصد کشتن معاویه و عمرعاص را کرده اند کشته شده اند . علی درد دل های تو را جزء چاه های همیشه گریان کوفه چه کسی شنید ؟ ابن منجم نماد یک شخص نیست نماد تروریسم شخصیتی است . تروریسم انسانی فردیتی که قرار است در زمان علی بوجود آید و در طول زمان در گذر اسلام جوان تغییر کند . ترور شخصیتی اسلام از ابن منجم شکل می گیرد . نماد یک اسلام تحجیرگرا و فرا مکن . موجودی از دامان معاویه و خوارج شیطانی که روح خود را به ذهن زیبای پول و ثروت و مقام دختر عرب می فروشد . ابن منجم ابن منجم علی نیست .
نماد تروریسم شخصیتی است که قرنها بعد اسلام را به چالش می کشد امّا علی او را نمی شناسد همچنان که امروز آنها در میان ما بزرگ می شوند و قد می کشند با ما می جنگند و در آخر از پشت خون بر پیشانیمان می چکانند .
علی آنها را می شناسد . امّا علی باید بگذارد که شخصیتی که قرار است بعدها نماد جمعی خطرناک در میان جامعه اسلامی گردد . کارش را تمام کند و ای داد که علی را جزء رستگاری هیچ آرزویی نیست .
علی را ابن منجم شمشیر می زند . جای فرق علی که از زمان جنگ خندق شکاف برداشته دوباره شکافته می شود . این پیشانی اسلام است که پس از علی هم شکافته می شود با همین ابن منجم هایی که پس از او پیشانی دین را می شکافند .
علی را جزء درد مردم دردی نیست . قصاص ابن منجم همان یک ضربه ای است که بر فرق امام زده است و آن یک ضربه پیشانی اسلام را خونین می کند .
علی خدای همیشه تنهای کوفه است .
جز پسران و مالک و یکی دو تن دیگر چه کسی درد دل علی را می شناسد . مالک راه مصر را می رود که شیر زهر آلود نه معاویه و عمروعاص بلکه جاه و مقام او را از جای در می آورد . عمروعاص نماد انسانهای پول پرستی هستند که بر سر منافع شخص دین و دنیا را به این آن وا می گذارند . وای بر اینها که علی را چه کسی شناخت . چه کسی می داند انگشتان علی از فشار خاکهای کنده شده در چاههای کوفه پر از درد است چه کسی می داند . علی شب بانمک افطار می کند . چه کسی می داند قوت علی از شوق دقایق نزدیک رسیدن به معبود است . چرا علی از زهر شمشیر ابن منجم بیمار می شود و ابن منجم چه خیال می کند ؟ که علی کیست ؟ عدالتی که زور و بازوی جنگ را طلب می کند ؟ یا دین داری که آزادی های مشروع را از ملتش می گیرد ؟ چرا حق دادن علی سران مکه و مدینه و شام و کوفه را سرازیر مرکز خلافت می کند ؟
عدالت علی چه می گوید ؟ که حکم چراغ مسئولیت هم حکم خداست که یک پیاله آب هم نباید به نام او ریخته شود که حکم عدالت علی فقیر و غنی سیاه و سفید برده و آقا را فرقی نمی کند . علی میان کسی فرق نمی گذارد که بعد از او کسی به نام اسلام بین کسی فرق بگذارد . علی فرق را از آن اسلام نمی بیند . امّا علی با ضربه ی ابن منجم شهید نمی شود . نه علی با طعنه های کوفیان هم شهید نمی شود . علی از نمازهای طولانی خوارج هم از پا نمی افتد . درد علی در سینه اش است . علی می داند رهسپار مسجد کوفه شدن یعنی چه ؟ چرا مسجد ؟ که مرکز خلافت علی است ؟ که علی را باید پشت میز ریاست ش از جا درآورد ؟
امّا نه با شمشیر آخته در برابراش بلکه با شمشیر زهرآگین از پشت سر ، آن هم بر نماز .
علی در نمازش جام زهر را سر می کشد که فردا آن حیله بازانیکه گوسفند از معاویه می گرفتند از خود بپرسند مگر علی نماز هم می خواند ؟ که حرمت مسجد شکسته شود که شمشیر از خود بپرسید وای بر من . وای بر من .
حالا عصر علی تازه شروع می شود عصر علی در زمان خودش نیست اصلاً علی هم عصر خودش نیست . عصر علی تاریخ است و تاریخ پس از او شیوه سیاست را می آموزد . همچنان که پس از او در زمان پسرش شیوه ی جنگ در برابر ناحقی حتی تا آخرین قطره را می چشد . علی شروع تاریخ است . تاریخ از همان لحظه ای برای بشر امروز رقم می خورد که شمشیر ابن منجم بر پیشانی علی شکاف ایجاد می کند . این زهر شمشیر ابن منجم نیست که بر جان علی می نشیند . زهر فردا و فردا های تاریخ است که بیاد علی می اندازد . این ها باید پند آیندگان شوند . علی خود سیاست فردا درس می دهد . معلم همیشه تاریخ است که باید بگوید . زرقا وی یا بن لادن در کوههای این سوی و آن سو از اسلام سخن نمی گویند اینها نماد همان عمروعاص و معاویه و ابن منجم هایی هستند که علی شمشیر از رو بست و به مقابله با آنها برفت . شمشیر اینها جای خودش را عوض کرد . امّا تاریخ به یاد علی است که یادگاری بر خود بر جای می گذارد . اینها نماد اسلام کج اندیشی هستند که علی همیشه تاریخ از آنها بیم داشت . چه فرقی می کند کوفه تنها باشد . هنوز هم تاب دردهای علی است که چاههای کوفه از پس این همه تاریخ گریه می کنند چه فرقی می کند ؟
امام علي از ديدگاه...
ابوبكر
:اي مردم بر شما باد به دوستي و دنباله روي از علي بن ابي طالب،پس همانا كه من خود شنيدم رسول خدا(ص)مي فرمود«علي بعد از من بهترينكسي باشد كه خورشيد بر او تابيده و غروب نموده.
عمر بن خطاب
:به خدا قسم اگر شمشير علي نبود هرگز اسلام پابرجا نمي شد و او از موفقيت اين چنيني بالاترين و برترين قاضي و پيشگام در اسلام و صاحب شرف مي باشد.
عثمان بن عفان:شنيدم رسول خدا(ص)مي گويد:ياد و نگاه به علي عبادت است.
معاويه بت ابي سفيان:با مرگ-علي- فرزند ابوطالب،فقه و علم از بين برفت.
اميل در مينگهام(خاورشناس و مورخ فرانسوي):
ما او(علي)را در قالب يك جوانمرد پهلوان،شجاع،خوش اخلاق و لطيف و زيبايي ميدانيم كه هيچ وقت پيشاني خود را براي بتي به سجده ننهاد...با اين همه،شجاع و واقعا پرهيزگار،با وفا،با اخلاص و صالح بود.
پرفسورواشنگتن ايروينگ(خاورشناس بزرگ آمريكايي):علي از برجسته ترين خانواده نژاد عرب يعني قريش بود .او داري سه خصلت بزرگ شجاعت،فصاحت و بخشش بود،روح دلير و شجاع او بود كه وي را شايسته عنوان شير خدا نمود لقبي كه پيامبر اسلام به او عطا كرد.
.
هانري لامنس(دانشمند و خاور شناس بلژيكي):
علماء اسلام از مخالف و موافق،از دوست و دشمن،مفتخرند كه گفتار خود را به علي مسند دادند،چه گفتار او حجّت قطعي داشت و او باب مدينه علم بود و با روح كلّي پيوستگي تام داشته است.
ژان پل سارتر(فيلسوف فرانسوي):
علي يك انسان مطلق است..

(ياد علي عبادت است)
(علي ستون دين است)
(علي از من و من از اويم)
(حق با علي است هر جا كه رو كند)

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله)
-أنا مدینة العلم و علی بابها فمن
أراد المدینة فلیأتها من بابها
-ذکر علی عبادة
-من کنت مولاه فعلی مولاه
- علی مع الحق و الحق مع علی
عشق علی فاطمه بود و بس.







In my Mind I Feel your Eyes Touching me
In my Mind I Feel your Eyes Touching me
Jab se Tom mere Qareb Ake
Baharo ka mosam Ab chahni lagahi
Maini ye shocha Eik din ho miljaenge
ye to mera sapna jo sach hojaienge
In my Mind I Feel your Eyes Touching me
In my Mind I Feel your Eyes Touching me
Zindagi se ab mojhi piar hogya
tomko pakar tere sat ab jina hi
toni moj par Kisa ye Jado kia?
doa ye he mere ya jado toti na
In my Mind I Feel your Eyes Touching me
In my Mind I Feel your Eyes Touching me

First time in my life i found Happeness, Ii found Toundiness I found Love
First time in my life i found Happeness, Ii found Toundiness I found Love
First time in my life i found Happeness, Ii found Toundiness I found Love
In my Mind I Feel your Eyes Touching me
In my Mind I Feel your Eyes Touching me

In my Heart I Feel your Eyes Touching me
In my Heart I Feel your Eyes Touching me















قصه این جوری شروع شد............من و چشمات و ترانه
تورو خواست تا همیشه...................گریه و اشک شبانه
تو میدونی تا همیشه...................من به یاد تو می مونم
هرچی که ترانه دارم...............واسه ی چشمات می خونم
واسه داشتن دستات......................لحظه هام پر ازبهانس
دیدن صورت ماهت..........................یه خیال عاشقانه اس
بی تو من هیچی ندارم.................پیش چشمات کم میارم
اگه تو بخوای میمیرم....................جون به دستات می سپارم
لحظه هامو با حضورت.....................عاشق و ترانه خون کن
با نگاه پاک و معصوم ...........................دل سردمو نشون کن
تو مثه آب و نفس باش...................واسه این عاشق معشوق
روتن این خاک تشنه ......... .........تو ببار برا همیشه





كودك نگاهي به اطراف انداخت و گفت : خدايا بذار ببينمت!!! ستاره اي درخشيد و كودك توجه نكرد.
كودك فرياد زد : خدايا به من معجزه نشان بده!!!و يك زندگي متولد شد .....اما نفهميد!!!
كودك با نااميدي گريست : خدايا با من در ارتباط باش.
خدا پايين آمد تا كودك او را لمس كند اما كودك پروانه را كنار زد و رفت...!!!




دل به دلداران سپردن کارهر دلدار نيست. من به تو جان مي سپارم دل که قابل دار نيست
دل غمگین منو باز تو کمی آروم می کنی
می شکنه طلسم غم آخه جادوم می کنی
بتاب خورشيد من ، تا ميتوانی بتاب بر زمين و آسمان . بدان من در سينه
خورشيدی بس عظيم دارم ، بتاب خورشيدم، با تو هستم و با تو جان ميگيرم.
گه ميشه نباشي تو حرير خاطرم
مگه ميشه نگذري از کنار پنجره ام
مگه ميشه بي هوات لحظه اي نفس کشيد
مگه ميشه بي چشات رنگ خوشبختي رو ديد
سکوتي بود بر قلبم که با آن ميزدم فرياد اگر از شهر غم رفتي مرا هرگز مبر از ياد
چه زيباست به ياد تو با چشمهاي خسته گريستن چه زيباست هميشه در تنهايي تو را حس کردن چه زيباست در خيال با تو زندگي کردن عزيزم نام تو بر قلبم خالکوبي شده تا فراموشت نکنم . نازنين من همچون نفس کشيدن تو را بخاطر مي سپارم. يک روزه ديکه هم بدون تو گذشت
هر زني دو مرد را دوست دارد.
يکي ساخته تخيلات اوست، و ديگري هنوز به دنيا نيامده!
دل تو اولين روز بهار... دل من آخرين جمعه سال... و چه دورند و چه نزديک به هم!
قصه ي عشق من و تو به قشنگي خياله
من و تو ماهي و آبيم که جداييمون محاله
مي شود اي دوست آيا آن نگاهت را خريد ؟
يا براي آسمان ها روي ماهت را خريد؟
من دلم لبريز از آشوب و زنگار رو غم است
مي شود آيينه وش يه لحظه آهت را خريد؟
اگر باغ نگاهم پر ز خار است ، گلم تاراج دست روزگار است، به چشمانت قسم با بودن تو ، زمستاني ترين روزم بهار است.
عاشق آن نيست كه عشق تكه كلامش باشد. عاشق آن است كه وفاداري مرامش باشد.
زندگي درك همين امروز است . ظرف ديروز پر از بودن توست . شايد اين خنده كه امروز دريغم كردي ، آخرين فرصت همراهي ماست.
رو ساحل سرخ دلت اسم كسي رو حك نكن
به اينكه من دوستت دارم حتي يه لحظه شك نكن...
پروانه نمي ميرد تا گل به بغل دارد
اين سينه نمي ميرد تا عشق تورا دارد.
اگه بگم خرابتم قول ميدي تعميرم كني؟
اي نگاهت رونق فرداي من ، در تو معنا مي شود دنياي من
اي كلامت بهترين اثبات عشق ، با تو ماندن آرزوي روياي من
وقتي اشكهايم بر روي زمين ريخت تو هرگز نديدي كه چگونه مي گريم . تو دلم را با بي كسي تنها گذاشتي و چشمانم را به انتظار نگاهت گريان گذاشتي
لبريزتر از هزار پيمانه شديم ديوانهتر از هزار ديوانه شديم ديديم گلي به روي ما ميخندد از پيله درآمديم و پروانه شديم
سيل دريا ديده هرگز بر نمي گردد به جوي
نيست ممکن هرکه عاشق شد دگر عاقل شود
خيال مي کردي قلب من تاب شکستن نداره منتظري بازم دلم پيش دلت کم بياره مرام من تو عاشقي يکدلي و صداقته وقتي ميگم نوکرتم اين آخر رفاقته
در پاسخ نامه ام گل يخ دادي
هربار مرا وعده دوزخ دادي
يک بار برو کلاس خياطي عشق
شايد که خدا کرد و به ما نخ دادي


![]()
تو با منی هر جا برم مهره تو بند جونمه
عشقت نمیره از سرم ، تو پوست و استخونمه
یه دم اگه نبینمت یه دنیا دل تنگت میشم
نگاه دریایه تو آبیه روی آتیشم
واست دلم و واست تنم و واست تمام زندگیم
از تو دوباره من شدم با تو تمام شد خستگیم
نم نم بارون چشام گواه عشقه پاکمه
هم نفس قسمت من دوست دارم يه عالمه![]()

فدای مخمل صدات که خوندنت مال منه
اجازه میدی به همه بگم که این مال منه؟
فدای تو که هیچ روزی هیچ کی نمی شینه به جات
فدای هرچی تو داری مخصوصا اون رنگ چشات
![]()
![]()

![]()



![]()










دل در گرو یار است
این دل سرد و بیمار است
این دل طاقتش طاق است
در کوچه ی شب تنهاست
در ظلمت غم غرق است
بی باده و بی سر ، مست
در کوی دلم یار است
بی یار نمی خواهم
روز و شب این دنیا
بی یار نمی خواهم
شور و شعف دنیا
بی یار نمی خواهم
باشم من در این دنیا ...






دوستی آن است که بلبل با رخ گل میکند
صد جفا میبیند و باز هم تحمل میکند
بی سبب خود را مرنجان از قضا نتوان گریخت
نوش جان باید کنی حق در پیاله هر چه ریخت


یار آن بود که صبر کند بر جفای یار
ترک رضای خویش کند در رضای یار
گر بر وجود عاشق صادق نهند تیغ
بیند خطای خویش و نبیند خطای یار
یار از برای نفس گرفتن طریق نیست
ما نفس خویشتن بکشیم از برای یار
یاران شنیدهام که بیابان گرفتهاند
بیطاقت از ملامت خلق و جفای یار
من ره نمیبرم مگر آن جا که کوی دوست
من سر نمینهم مگر آن جا که پای یار
گفتی هوای باغ در ایام گل خوشست
ما را به در نمیرود از سر هوای یار
بستان بی مشاهده دیدن مجاهدست
ور صد درخت گل بنشانی به جای یار
ای باد اگر به گلشن روحانیان روی
یار قدیم را برسانی دعای یار
ما را از درد عشق تو با کس حدیث نیست
هم پیش یار گفته شود ماجرای یار
هر کس میان جمعی و سعدی و گوشهای
بیگانه باشد از همه خلق آشنای یار


من عشق را در تو
تو را در دل
دل را در موقع تپیدن
وتپیدن را به خاطر تو دوست دارم
من غم را در سکوت
سکوت را در شب
شب را در بستر
وبستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم
من بهار را به خاطر شکوفه هایش
زندگی را به خاطر زیبایی اش و زیباییش را به خاطر تو دوست دارم
من دنیا را به خاطر خدایش
خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم

















عشق يعني با تو خواندن از جنون
عشق يعني سوختنها از درون،
عشق يعني سوختن تا ساختن ،
عشق يعني عقل و دين را باختن ،
عشق يعني دل تراشيدن ز گل ،
عشق يعني گم شدن در باغ دل ،
عشق يعني تو ملامت کن مرا،
عشق يعني مي ستايم من تو را ،
عشق يعني در پي تو در به در ،
عشق يعني يک بيابان درد سر،
عشق يعني با تو آغاز سفر ،
عشق يعني قلبي آماج خطر،
عشق يعني تو بران از خود مرا ،
عشق يعني باز مي خوانم تو را ،
عشق يعني بگذري از آبرو ،
عشق يعني کلبه هاي آرزو،
عشق يعني با تو گشتن هم کلام،
عشق يعني شاخه اي گل در سبد ،
عشق يعني دل سپردن تا ابد ،
عشق يعني سروهاي سر بلند ،
عشق يعني خارها هم گل کنند،
عشق يعني تو بسوزاني مرا ،
عشق يعني سايه بانم من تو را ،
عشق يعني بشکني قلب مرا ،
عشق يعني مي پرستم من تو را،
عشق يعني آن نخستين حرفها ،
عشق يعني در ميان برفها،
عشق يعني ياد آن روز نخست ،
عشق يعني هر چه در آن ياد توست،
عشق يعني تک درختي در کوير ،
عشق يعني عاشقاني سر به زير،
عشق يعني بگذري از هفت خان ،
عشق يعني آرش و تير و کمان ....


سلام غریبه ...
سلامي به وسعت اون قلب مهربوني كه توي سينه پر مهرت مي تپه و با هر تپش خون حيات ومحبت رو
توي رگهاي پر از عاطفه جاري مي كنه
تا هنوز هم اميدي به زنده بودن مهر و محبت باشه
راستشو بخواي دوست دارم ازاين به بعد صداي سكوتم براي تو نجوا كنم غريبه
پس اگه باهام همسفر بشي خوشحالم مي كني همونطور كه هميشه همراهم بودي
همه چيز به سادگي يک نگاه ...
فاصله همه چيز را مي کشد، بيخود نيست که ابر ها از دوري زمين اينقدر گريه مي کنند!
امروز همانطور که کنار پنجره اتاقم نشسته بودم و به باران گوش مي دادم ، با اين جمله توي مغزم ور مي رفتم، خاطراتم را مرور مي کردم و به اين نتيجه رسيدم که چيز زيادي نيستم، به جز چند سال زنده بودن با کمي گريه، با کمي لبخند و دفتر سياهي پر از تاسف لحظه هاي از دست رفته و چند تکه چيز خاکستري شبيه اميد....
بايد دنبال چيز هاي جديدي بگردم، بايد محکمتر بايستم تا ديگر زمين زير پايم لق نخورد... دوباره به فاصله فکر مي کنم و انگار کسي از همان دورها صدايم مي کند:
باد که مي وزد بايد پاهايت را رها کني و پرواز کني، به باران گوش کن، فرو بريز هزاران بار، سياهي ها را مثل خاک در خودت گم کن، اميد داشته باش... از روياي زندگي به حقيقت مرگ ايمان بياور و خوب نگاه کن که هه چيز به سادگي يک نگاه است...
خودم را با باد رها مي کنم و انگار همه چيز در من گم مي شود. چشم هايم را مي بندم و خوب نگاه مي کنم، من اميد دارم و باران زيباترين موسيقي است که تا به حال شنيده ام

تو صدای آواز بارون ، طپش قلب خاکی
مثل گریه تسکین دردی ، مثل یک سوره پاکی
طعم غربت رو لباته، مثل یک کولیه عاشق
راز جنگل تو چشاته، گونه هات رنگ شقایق
بی تو شمع و گل میمیره ، خونه رنگ غم میگیره
تو نذار بمونم تنها ، می دونی دلم میگیره
وسعت، قلب تو، قد یه دنیاست
خواستنت، واسه من، مثل یه رویاست
بوی تو، بوی بارون، بوی یاسه
دست من ساقه های التماسه
بی تو میمیرن گل های ناز گلدون
می مونن مرغ های عاشق زیر بارون
زیر بارون ، مرغ عاشق، زیر بارون








هیچوقت نگو عاشقتم اگه این عقیده واقعیت نیست
هیچوقت درباره احساست حرف نزن اگه واقعاً حسشون نمی کنی
هیچ وقت دستم رو نگیر اگه یه روز می خوای قلبم رو بشکنی
هیچ وقت نگو " برای همیشه " اگه یه روز می خوای من رو ترک کنی
هیچ وقت توی چشام نگاه نکن اگه می خوای بهم دروغ بگی
هیچ وقت نگو سلام اگه یه روز می خوای بگی خداحافط
هیچ وقت به من نگو که تکم اگه به بیشتر از من فک میکنی
و رویای افراد دیگه ای رو در سر داری
هیچ وقت قلبم رو قفل نکن اگه کلیدش رو نداری








در آرزوي تو سوختم و چيزي نگفتم
سكوت كردم و خاموش شدم ،چيزي نگفتم
از صداي سخن عشق هر چه گفتند
سوختم و ساختم و چيزي نگفتم
از ناله عشق هر چه بگويم كم است
اين كم بودن عيب نيست چيزي نگفتم
جوهر در قلم عشق رنگي نداد و خشك شد
رنگي نداد وخطي ننوشت ،چيزي نگفتم
از عشق ،سكوت ،شكستن چيزي نفهميدم
چون عاشق سكوت شكستني است چيزي نگفتم

![]()


هرسال وقتی شب۳۰ مرداد هزاران شهاب به سمت زمین هجوم میاوردن از خودم می پرسیدم چه اتفاقی افتاده که آسمونیا میخوان خودشونو به زمین برسونن؟.... و امسال فهمیدم اونا به پیشواز حضور مسافری میان که در روز مرداد زمینو با گامهای مهربونش نوازش کرد تا سفرشو از خودش به خدا شروع کنه
















به رخسارت که چون مهتاب زيباست
به چشمانت که رنگ آبي درياست
به لبخندت که چون لبخند گلهاست
به آن نازي که در چشم تو پيداست
به گلهاي بهار و عشق و مستي
به جام جان من کانرا شکستي
به آن عهدي که بستي و نگسستي
به قرآني که آن را مي پرستي
قسم اي نازنين تا زنده هستم
تو را من دوست دارم مي پرستم






هدی جون عزیزم تولدت مبارک
























قسم به پاكي كه تولد آغازيست براي يك رويا، رويائي براي زندگي. تولد آغازيست براي يك راز، راز ِ ماندگاري. قسم به چشمان ستاره كه هر شب در آسمان، سو سويش دل هزاران عاشق را شاد مي كند، تولد، سرآغاز يك انتظار است، انتظار پيوستن خيال درآرزویی دور به وصال. و قسم به همه خوبيها تولد بهانه ايست، بهانه اي براي خدا كه بگويد جريانش هميشه است و همه هميشه خواهدبود. اما سهم من سهم من از تولد شايد، روز دگر وفردایی باشد كه هرگز بدان دست نيابم و اما سهم تو...سهم تو از تولد، ماندگاري، انتظار، رويا و زندگي ست، پس به اندازه همه خوبيها، به اندازه همه پاكيها، به اندازه همه ستاره ها، به اندازه همه عشقها، به اندازه همه فرداها، دنيايت پرازاميد،مهرباني، و شادماني باد.

عزیزم تولدت یک دنیا مبارک







تقدیم به تو بهترین دوستم وعشق پاکمان



اون شب که تو پا به این دنیای بزرگ گذاشتی یه شب بارونی بود.......ولی این بارون نبود که از آسمون می بارید.....اشکای فرشته های آسمون بودکه برات گریه می کردن........چون یکی از فرشته ها کم شده بود

عشق يعنی با غم الفت داشتن
سوختن با درد نسبت داشتن
عشق دريک جمله يعنی انتظار
انتظار روز رجـــعت داشتن
عشق يعنی مستی و ديوانگی
عشق يعنی در جهان بيگانگی
عشق يعنی شب نخفتن تا سحر
عشق يعنی سجده ها با چشمان تر
عشق يعني سر به در آويختن
عشق يعنی اشک حسرت ريختن
عشق يعنی در جهان رسوا شدن
عشق يعنی مست و بی پروا شدن
عشق يعنی سوختن يا ساختــن
عشق يعنی زندگی را باختن
عشق يعنی انتـــظار و انتـــظار
عشق يعنی هرچه بينی عکس يار
عشق يعنی ديـده بر در دوختـن
عشق يعنی در فراقش سوختن
عشق يعنی لحظه های التهاب
عشق يعنی لحظه های ناب ناب
عشق يعنی با پرستو پر زدن
عشق يعنی آب بر آذر زدن
عشق يعنی سوز نی آه شبان
عشق يعنی معنی رنگين کمان
عشق يعنی با گلي گفتن سخن
عشق يعنی خون لاله بر چمن
عشق يعنی شعله بر خرمن زدن
عشق يعنی رسم و دل برهم زدن
عشق يعنی يک تيمم يک نماز
عشق يعنی عالمی راز و نياز
عشق يعنی چون محمد پا به راه
عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه
عشق يعنی بيستون کندن به دست
عشق يعنی زاهد اما بت پرست
عشق يعنی همچومن شيدا شدن
عشق يعنی قلــه و دريا شدن
عشق يعنی يک شقايق غرق خون
عشق يعنی درد ومحنت دردرون
عشق يعنی يک تبلور يک سرود
عشق يعنی يک سلام و يک درود
عشق يعنی جام لبريز از شراب
عشق يعنی تشنگی يعنی سراب
عشق يعنی حسرت شبهای گرم
عشق يعنی ياد يک رويای نرم
عشق يعنی غرقه گشتن در سراب
عشق يعنی حلقه های بی حساب
عشق يعنی تا ابد بی سرنوشت
عشق يعنی آخــرخط بهـشــت
عشق يعنی گم شدن در لحظه ها
عشق يعنی آبـی بی انتـــها
عشق يعنی زرد تنها و غريب
عشق يعنی سرخی ظاهر فريب
عشق يعنی تکيه بر بازوی باد
عشق يعنی حسرتت پاينده باد
عشق يعنی هرزمان تنها شنيدن نام او
دوست دارم عشق من




مهربانــــــــــم تولـــــــــد تــــــــــــو
تولد گل و نور و شبنم و پاکی است
تولـــــــــد تــــــــــــو
تولد شب و شقایق و شبنم است
تولدت مبارک
تولــــدت مبــــارک تولـــــدت مـــبارک
بیا شمعا رو فوت کن که صــــــد سال زنده باشی
تولد تولد تولدت مبارک ،مبارک مبارک تولدت مبارک
بیـــــا شمـــعا رو فوت کـــن که صـــد سال زنــــده باشی
تولدت مبارک تولدت مبارک تولدت مبارک تولدت مبارک
تولدت مبارک تولدت مبـارک تولدت مبارک تولدت مبارک
تولدت مبارک تولدت مبارک تولدت مبارک تولدت مبارک
تولد تولد تولدت مبارک مبارک مبارک تولدت مبارک
بیا شمعا رو فوت کن که صــــد سال زنده باشی
تولــــد ت مبــارک تولـــدت مبــــــارک
تــولد تولــد تولـــد تولدت مبارک
الـــهی صد ساله
شی نه صد وبیست
ساله شی نه
۱٢٠سال
کمه
همیشه زنـــــــــــــــــــــــــــــــده باشی

امیدوارم ۱۲۰ ساله بشی
















.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)

.jpg)
.jpg)


